هفته سی و ششم
سلام پسر عزیزتر از جونم... مامانی دیگه کم کم شمارش معکوس برای دیدنت داره شروع میشه. امروز دقیقاً سی و شش هفته و سه روزه که توی دلمی... دوشنبه رفتم پیش دکتر، تو رو معاینه کرد و گفت حالت خوبه ... قرار بود بهم نامه ی بیمارستان برای زایمان رو هم بده که گفت دستم سبکه!!می ترسم الان نامه رو بدم بهت و تو زودتر به دنیا بیای... قرار شد دو هفته دیگه یعنی 16 تیرماه بریم تا معاینه بشیم و نامه رو بگیریم. زمان زودتر از حد تصورم داره میگذره... از طرفی میخوام روی ماهتو ببینم و محکم بغلت کنم... از طرفی هم به اینکه توی دلم باشی خیلی دلخوشم و لذت میبرم.... وقتی تکون میخوری... وقتی سکسکه میکنی... وقتی خودتو یه گوشه ی دلم سفت میکنی... دنیاییه به خدا...
نویسنده :
شیوا
13:27


